ان ال پی چگونه به ساماندهی مسائل کمک می‌کند؟ - فرشید پاکذات

ان ال پی چگونه به ساماندهی مسائل کمک می‌کند؟

کلمات ربط

ان ال پی چگونه کمک می‌کند تا بتوانید مسائل را ساماندهی کنید؟ در واقع ان ال پی می‌تواند با مرتبط ساختن مشکلات با موضوعات مسائل را ساماندهی کند.

در این مقاله مطالعه می‌کنید:

از جمله ویژگی‌هایی که ان ال پی دارد وجود استراتژی‌هایی است که اجرای درست آنها کمک می‌کند تا بتوانید مشکلات خود را برطرف کنید. در این مقاله به یک استراتژی می‌پردازیم که باعث می‌شود مسائل را ساماندهی کنیم. رابرت دیلتز یکی از بزرگترین توسعه‌دهندگان علم ان ال پی در کتاب مهارت‌های ذهنی به این موضوع پرداخته است.

استفاده از استراتژی انشا

استراتژی انشا در ان‌ ال‌ پی به شخص کمک می‌کند تا یک جمله‌ی اولیه‌ی ساده را با استفاده از کلمات ربط و فرآیند ارتباط به اندازه‌ی یک پاراگراف بسط و تفسیر کند. برای مثال، روشی برای یافتن آنچه ارسطو میانه نامیده است، استفاده از کلمات ربط است.

کلمات ربط کلماتی هستند که یک ایده را به ایده‌ای دیگر مرتبط می‌سازند. از قبیل زیرا، بعد از، قبل از، زمانی که، هر وقت که، بنابراین، به همان ترتیب که، که، اگر، اگرچه. با این کلمات ربط ایده‌ها به یکدیگر متصل می‌شوند، برای مثال، اگر گفته شود که ارسطو نابغه بوده است و با کلمه‌ی زیرا جمله ادامه پیدا کند، برخی از دلایل میانی این نتیجه‌گیری شناسایی خواهند شد.

این فرآیند می‌تواند به تعداد مشخصی مثلا پنج یا شش بار تکرار شود یا این که آنقدر تکرار شود که دیگر نتوانند ارتباطی پیدا کنند. سپس گروه‌های مرتبط فقط پس از حذف کلمه‌ی ربط در کنار یکدیگر به صورت یک پاراگراف آورده می‌شود.

کلمات ربط

کلمات ربطی که متفاوت هستند، انسان را به سمت تفکر در خصوص علت‌های مختلف می‌کشانند، برای مثال کلماتی مانند زمانی که را هر وقت که انسان می‌شنود او را به تفکر در خصوص علت‌های سازنده هدایت می‌کند و کلماتی مانند قبل از و بعد از به احتمال قوی انسان را به سمت تفکر در خصوص علت‌های پیشین یا مقدم خواهد کشید. گزاره‌ای مانند بنابراین علت‌های غایی را یادآور خواهد شد، در حالیکه واژه‌هایی مانند اگر و به همان ترتیب، انسان را به تفکر در خصوص دلایل ظاهری هدایت می‌کنند.

ساماندهی مسائل کمک

یافتن وجود علت‌ها

روش دیگری برای استفاده ابزاری از این الگو به منظور استخراج علت‌های بالقوه و فضای مسئله به این صورت است که مشکل یا مسئله در نظر گرفته می‌شود، سپس به صورت نظام‌مند با استفاده از کلمات ربط، علت‌ها، پیش‌فرض‌ها و باورهای تاثیر‌گذار بررسی می‌شود.

برای مثال، اگر تصمیم گرفته شود مسئله‌ی ترس و اضطراب از سخنرانی در جمع بررسی شود، ممکن است شخصی که چنین مشکلی را دارد، مشکل خود را با این عبارت بخواهد توصیف کند: وقتی جلوی گروه بزرگی سخنرانی ‌می‌کنم اضطراب دارم. با ثابت نگه داشتن عبارت بیان‌کننده‌ی مسئله، شخص از میان کلمات ربط عبور داده می‌شود تا تمام علت‌های مرتبط با مسئله در فضای مسئله شناسائی شوند.