0
02143000313

چرا مردان از زنان احساساتی گریزانند؟

مردان در سطح ناخودآگاه بروز احساسات همسر خود را به ناکافی بودن خود ارتباط می دهند. از اینرو همواره زنان احساساتی برای مردان چالش برانگیز می باشند.

خانم و آقا در حال گفتگو در مورد دختر بزرگشان هستند که در مدرسه درسش خوب نیست. گفتگو خیلی خوب پیش نمی‌رود زیرا، همانطور که اغلب اتفاق می‌افتد، هر کدام  تلاش بسیار بیشتری برای القای  نظر خود به جای تلاش برای درک یکدیگر انجام می‌دهند.

هدف های متفاوت از ابراز احساسات

خانم مدتی است که نگران دخترشان بوده  و سعی می کند آقا را متقاعد کند که موضوع بسیار جدی است. در واقع، چیزی که خانم واقعاً می‌خواهد این است که همسرش به او بپیوندد تا احساس ترس کند، هم برای تأیید احساس او و هم برای اینکه او احساس تنهایی نکند.

گفتن اینکه آقا چه احساسی دارد دشوار است زیرا او واقعاً سخت کار می کند تا نیازهای خانواده را تامین کند. به احتمال زیاد، آقا در زیر تمام مشکلات منطقی خود، اگر نگوییم ترسیده، حداقل نگران است. بنا به دلایلی، واقعاً مهم است که او به خودش اجازه ندهد ناراحت شود، آنقدر مهم است که مدام خانم را تحت فشار قرار دهد تا همین کار را انجام دهد، «منطقی بماند» و «احساساتی نشود».

او دوست دارد نسبت به همسرش احساس همدلی بیشتری داشته باشد و به او آرامش دهد، اما به دلایلی که به طور کامل متوجه نمی شود، هر چه خانم احساساتی تر شود، مرد محافظه کارتر و گوشه گیرتر می شود. مردان اغلب زمانی که زنان احساساتی هستند، ناراحت می شوند. این امر مخصوصاً در مواقعی که زنان ناراحت هستند صادق است، اما مردان حتی زمانی که زنان خیلی هیجان‌زده و پر از شادی هستند نیز احساس ناراحتی می‌کنند.

زنان احساساتی

همین موضوع باعث شده زنان یاد بگیرند که هیجان خود را سرکوب کنند تا باعث ناراحتی همسر خود نشوند. چرا یک زن  احساساتی برای بسیاری از مردان چالش برانگیز است؟

تربیت غلط به کودکان پسر

مانند بسیاری از مسائل مربوط به روابط، پاسخ پیچیده و چند لایه است. در ساده‌ترین سطح، مردان به گونه‌ای تربیت می‌شوند که در قبال شادی زنان احساس مسئولیت کنند. اگر شریک زندگی آنها ناراضی باشد، مردها بر این باورند که آنها به خوبی نتوانسته اند وظیفه خود را انجام دهند و احساس شکست می‌کنند.

مهارت اشتراک گذاری احساسات

مردان همچنین کمتر با احساسات خود آشنا هستند و معمولاً مهارت کمتری در صحبت کردن در مورد احساسات خود دارند، بنابراین وقتی مکالمه با شریک زندگی‌شان احساسی‌تر می‌شود، احساس ضعف می‌کنند. این چیزی شبیه به یک ایرانی است که به خارج از کشور سفر کرده و توقع دارد که دیگران با آن به زبان فارسی صحبت کنند، به جای اینکه سعی کند حداقل برخی از اصول اولیه زبان کشور میزبان را یاد بگیرد.

مردان عموماً کمتر از شرکای زن خود بر احساس عاطفی خود تسلط دارند زیرا فرهنگ ما به طور کلیشه ای دنیای احساسات را قلمرو زنانه می‌داند. از اوایل کودکی، مردان اغلب به دلیل نشان دادن هرگونه نشانه ای از احساسات غیر از خشم (احساساتی که برای مردان مجاز است) مورد تمسخر قرار می‌گیرند.

جملاتی مانند  “پسران بزرگ گریه نمی‌کنند” “دختر نباش” را همه ما شنیده ایم. مردان همچنین از بروز احساسات شدید توسط شریک زندگی خود متنفرند، زیرا آنها می دانند که احساسات مسری هستند. بودن در کنار افراد دیگر با احساسات قوی به اندازه خمیازه مسری است.

مردان کنترلگر، زنان احساساتی

در لحظاتی که زنان عاطفی‌تر هستند، مردان احتمالاً تکان‌های درونی برخی از احساسات خود را حس می‌کنند  ولی آموخته‌اند که سرکوب کنند. برای مردان، داشتن یک رابطه صمیمانه با یک زن می تواند مانند دوران نقاهت الکل باشد در حالیکه مجبورند با دوستان خود در یک بار بنشینند.

در برخی سطوح، مردان تشخیص می دهند که از نظر عاطفی به اندازه شریک زندگی خود رشد نکرده‌اند. به نظر می‌رسد زنان احساسات قوی‌تری دارند، احساسات خود را راحت‌تر بیان می‌کنند و در پاسخ به احساسات دیگران همدل‌تر هستند.

زنان احساساتی

تحقیقات به طور کلی تأیید می‌کند که زنان در طیف وسیعی از احساسات و محیط‌های فرهنگی متعدد از نظر عاطفی بیشتر از مردان ابراز احساسات می‌کنند. ولی این تفاوت در ابراز احساسات بین زن و مرد، فطری نیست. آنها تا حد زیادی به این صورت  آموزش داده می‌شوند.

تفاوت شرطی شدگی کودکان پسر و دختر در کودکی

دختران عمدتاً توسط والدینشان در سنین چهار ماهگی اجتماعی می شوند تا از نظر عاطفی بیشتر ابراز وجود کنند. در عین حال، پسرها اغلب به طور ماهرانه ای شرطی می‌شوند تا هرگونه نمایش احساسات را سرکوب کنند (ریورز و بارنت، 2013).

در سطح ناخودآگاه، بسیاری از مردان می ترسند که مشکلی در مورد احساسات آنها وجود داشته باشد. مردها نگرانند که احساساتی که شریک زندگیشان ابراز می کند را  نداشته باشند.

وقتی من جوان بودم پدرم فوت کرد. من پدرم را دوست داشتم و خیلی به او نزدیک بودم، بنابراین تصمیم گرفتم که در مراسم خاکسپاری او مداحی(نوعی آیین مذهبی یهودیان) کنم. بزرگ‌ترین ترس من این بود که گریه نکنم. در هنگام مداحی آنقدر گریه کردم که خاخام بارها سعی کرد مرا از سخنرانی منصرف کند. اگرچه پریشان بودم، اما احساس آرامش زیادی نیز داشتم.

 در حالی که زنان تمایل دارند احساسات خود را سرکوب کنند زیرا می‌ترسند که  هنگام بروز احساسات، هرگز نتوانند آن را کنترل کنند، مردان نگران این هستند که اگر جلوی احساسات خود را نگیرند و به آنچه احساس می‌کنند تسلیم شوند، خشم آنها می تواند از کنترل خارج شود و منجر به خشونت شود.

زنان احساساتی

احساس شکست در مردان در تقابل با زنان احساساتی

در نتیجه، مردان خیلی تلاش می کنند تا عواطف زنان را مدیریت کنند تا از خود در برابر ناراحتی یا حتی خطر احساساتشان محافظت کنند. وقتی شریک زندگی مردی ناراحت است، این تنها دغدغه زندگی او می‌شود، گویی تا زمانی که این وضعیت حل نشود، هیچ چیزی لذتبخش نیست. “اگر مامان خوشحال نیست، هیچ کس خوشحال نیست.”

این فرآیندی نیست که مردان از آن آگاه باشند. آنها فقط از احساس ناراحتی فزاینده و احساس نیاز فوری برای انجام هر کاری که برای متوقف کردن آن لازم است، آگاه هستند.

منبع

چه امتیازی می دهید؟
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.